ما چه باید بکنیم؟کلیک کنید.
ابعاد اقتصادی-اجتماعی و زیست محیطی پایین رفتن آبهای زیرزمینی چنان گستردهاند که برای مقابله با آن باید با فوریت و جدیت دست به کار شد. در این راستا باید پذیرفت که برای حل بحران مدیریت آب به همکاری نهادهای دولتی و جامعه کشاورزان نیاز است. برای شروع کار باید این نکته را به یاد داشته باشیم که نسلهای پیشین در استفاده از آبهای سطحی و زیرزمینی بر مبنای حقابه به خوبی عمل کرده و بر اساس آن در هزینهها نیز مشارکت کردهاند. از زمان ورود دولت به عرصه آب، کشاورزان از ساختار مدیریت آب حذف شده و به نظر میرسد که این نقطه آغاز مدیریت بحران آب در کشور بوده است. بر این اساس برای اصلاح ساختار مدیریت آب باید از تشکلهای کشاورزی کمک گرفت. برای این کار نیازی به ایجاد تشکلهای جدید نیست و تعاونیهای روستایی و تولید کنونی میتوانند با حمایت وزارت نیرو به این مهم وارد شوند. با ایجاد انگیزه میتوان از این تعاونیها به عنوان بازوی اجرایی برای کنترل استفاده از آبهای زیرزمینی به خوبی بهره گرفت. از طریق این تشکلها میتوان عمق فاجعه را برای کشاورزان تشریح و حمایت آنان را جلب کرد. افزون بر این، باید به اقداماتی مانند محدود ساختن ساعات استفاده از پمپها از طریق کنترل برق کشاورزی اقدام کرد. نصب کنتورهای هوشمند و واگذاری کنترل آن به تشکلها و بستن چاههای غیرمجاز نیز با همکاری تشکلها و پرداخت غرامت به صاحبان آنان باید در دستور کار قرار گیرد. در دشتهای بحرانی تشویق کشاورزان به الگوی کِشت محصولات با مصرف آب کمتر ضروری است. در دشتهای ممنوعه باید با پرداخت مبلغی به کشاورزان به عنوان “حق نکاشت” بخشی از زمینها را از چرخه تولید خارج و آیش را وارد تناوب زراعی کرد.
سخن آخر آن که برای خروج از بحران آب باید به مجموعهای از اقدامات پیش گفته شده از همین امروز دست زد، چرا که فردا خیلی دیر است.